اگر در وبسایت کدال صورتهای مالی سال 1402 و چند سال قبل شرکتهای پتروشیمی کشور نگاهی بیندازیم، اطلاعاتی که به دست میآوریم، نیاز به توجه بیشتر سهامداران به این شرکتها را نشان میدهد.
بررسی درآمدهای عملیاتی و سود/ زیان خالص (پس از کسر مالیات) شرکتهای پتروشیمی بندرامام، تندگویان، مارون، اروند، امیرکبیر، کارون، بیدبلند و خوزستان در 4 سال 1399 تا 1402 در جدول زیر نشان داده شده است.
نسبت مقدار سود خالص (پس از کسر مالیات) به درآمد عملیاتی این شرکتها نیز در جدول زیر نشان داده شده است.
همانطور که مشاهده میکنید، این نسبت در تمامی شرکتهای بیان شده در این سالها رو به افول بوده است.
نکته مهم این است که بسیاری از این شرکتها مانند بندرامام، تندگویان، مارون و غیره ( به جز بیدبلند) سالها است که از نقطه سربهسر خود عبور کردهاند و انتظار میرود سالانه روی بهرهوری و کاهش هزینهها کار کرده باشند. حتماً موضوع تحریمها و وجود واسطههای مختلف و همچنین ارایه تخفیف برای فروش محصولات در این روند بیاثر نیست، اما این روند مالی بعلاوه چندین مصداق دیگر این موضوع را به ذهن میآورد که سهامداران به اندازه کافی از این شرکتهایی که با هدف خصوصیسازی واگذار شدهاند، مراقبت نمیکنند. شاید معضل جدیتر مسأله خوراک باشد که آن هم نیاز به مدل و تفکر جدی داشته و همچنان دارد.
بخشی از سهام بسیاری از این شرکتها، به شکل سهام عدالت است و سهام عدالت به معنای سهامدار بودن میلیونها نفر ایرانی؛ خصوصاً سه دهک اول جامعه است.
کشور سالها است که سرمایههایش را در این شرکتها قرار داده و زمین خوردن این شرکتها که سالها به نحوی افتخارات ملی کشور بودهاند، ایران را با یک سرخوردگی بزرگ مواجه میکند.